نیمه شب که میگذرد اصلا حتی اگر به بهانه ی درس خواندن هم بیدار مانده باشی فکرت میشود قاصدکی که میرود به سمت دشت های دور ...

با خودت فکر میکنی اگه فقط من روی این زمین بودم چی میشد 

با خودت فکر میکنی اگه ازش بدم نمیومد چی میشد 

یا حتی اینکه ما چقدر جامعه ی متوسط و دوست داشتنی ای داریم و چقدر گاهی این آدم ها با ما خوب اند 

یا مثلا مینشینی پیش خودت میگویی فیزیک آن قدر ها هم که تظاهر میکند درس منطقی ای نیست 

و حتی به نقطه ای میرسی که با خودت میگویی 

"اصلا به درک " 

+ولی حقیقت این است که درک از آنچه که شما در آینه میبینید از شما دور تر است لذا نمیتوان همه چیز را به آنجا روانه کرد ...

++ البته لاک پشت بسیار حیوان نجیبی است به هر حال ... 

+++ از تو گذشتم و رسیدم به شب ... شب از تو سرود و شمع خانه شدم ...

++++ اگر فکر میکنید در متن بالا هیچ آرایه ای به کار نرفته است اشتباه میکنید ...